با هر کس از کسان من ، از این ترانه محرمانه سخن مگو!

 

  "لحظه ديدار نزديک است

باز من ديوانه ام مستم

باز می لرزد دلم دستم ...

باز گويی در جهان ديگری هستم ..."

 امشب حال و هوايم با شب های ديگر متفاوت است . دلشوره ی عجيبی دارم . نمی دانم از چه و برای چه فقط می دانم مضطربم.

خدا خودش می داند که بعد از ۲ سال با چه دلی پيشش می روم . همه اش می ترسم , نمی دانم آيا قبولم می کند يا نه

 

+ لیلا ; ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٤
comment نظرات ()

نيازمنديهاي همشهري