با هر کس از کسان من ، از این ترانه محرمانه سخن مگو!

 

- آنان که خاک را به نظر کيميا کنند

  آيا بود که گوشه چشمی به ما کنند

- دردم نهفته به ز طبيبان مدعی

  باشد که از خزانه غيبش دوا کنند

برای موضوع خاصی هروقت تفالی به حافظ می زدم اين شعر می آمد ، هميشه فکر می کردم منظورش از بيت اول انسان های با کرامت و بزرگی است، هيچ وقت هم نمی توانستم رابطه بين بيت اول و دوم را بفهمم و به طبع آن مفهوم و منظور شعر حافظ را ، تا اينکه امروز حرف جالبی در مورد شان نزول اين شعر شنيدم ؛

يکی اين ابيات حافظ را خواند و همان حرف من را درباره مصرع اول زد ، می گفت من هميشه اينگونه فکر می کردم که کسانی بوده اند که چنين توانايی هايی داشته اند اما قضيه اينگونه است که درآن زمان صوفيانی ادعا می کردند که می توانند خاک را با نظر خود کيميا کنند و حافظ در طعنه به آنان اين شعر را می گويد و در بيت بعدی هم می گويد :

                          دردم نهفته به ز طبيبان مدعی

                        باشد که از خزانه ی غيبش دوا کنند  

و حالا مفهوم شعر را خوب می فهمم ...

+ لیلا ; ۸:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

نيازمنديهاي همشهري