ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست، نشیند
از گوشه‌ی بامی که پریدیم، پریدیم

                                                    وحشی بافقی

 

دلم کسی را می خواهد که بنشینم پای حرفش. حرفم را بشنود و نصیحتم کند. راهنماییم کند. بهتر بگویم : روحم را تازه کند، به من زندگی ببخشد.

 

پ.ن 1: چند روز پیش آمدیم مطلبی نوشتیم در باب این جمله ی دوستان بچه دار "بذار خودت هم مادر بشی بعد حرف بزن!" . اما متاسفانه از آنجا که چندروزی بود پرشین بلاگ ما log in بود و به محض ارسال مطلب log out شد کل مطلب پرید.  قسمت نبود. حوصله شد دوباره می نویسمش.

پ.ن 2: من نمی دانم این چه عادت زشت و کریهیست که خانواده های ما دارند. تا یک زوجی بچه دار نمی شوند و در واقع مشکلی برای فرزنددار شدن دارند اولین تیر به سمت خانم نشانه می رود! در مطب دکتر که می نشینی می بینی اغلب این افراد از ضعف و مشکلات همسرانشان رنج می برند که دکترها هم تائید می کنند حال آنکه هیچ کدام از مردها نمی خواهند قبول کنند که مشکل دارند! بیچاره ما زن ها ....

/ 3 نظر / 6 بازدید
یاس حسینیه

سلام دوست قدیمی حالت؟ احوالت؟ دلمان بسی تنگ می نمود آمدیم که کمی فراخ شود. حالت آمد سرجایش من باب ما بچه دارها بنویس، شما که فعلا قصر در رفتین [نیشخند]

jangali

من امروز با خودم خلوت می کنم و آرامشم رابدست می آورم. امروز روحم را از تمام تعلقات و روزمرگی ها آزاد می کنم . امروز مهم نیست دیگران چه حسی به من دارند . امروز خودم هستم، برای خودم نه برای کسی امروز برای خودم زندگی میکنم . امروز دیگر حسرت دیروز را نمی خورم. امروز دیگر خیال فرداها را در سر ندارم. امروز برای امروز زندگی می کنم. امروز تنهایی برایم یعنی همه کس امروز آسمانها و زمین در نظرم هیچ است. امروز فقط به خدا فکر می کنم

ف.ن

حالا وایسا بچه دار شی!!!:دی به جز بچه دار شدن هم همینه ! تو دعوای زن و شوهر ها هم آخرش همه می کن "زن اگر زن باشه ..."