امسال مراسم شب های آخر ماه صفر را در مدرسه برگزار کردیم. پایان مراسم شب اول بود که خانمی جلو آمد و گفت که من اینجا دعوت شده بودم. گفتیم چطور؟ گفت دیشب خواب خانمی را دیدم.

گفت خواب دیدم که در محلی که ظاهرا مدرسه ایست خانمی با مقنعه چانه دار مشکی و چادر مشکی نشسته است و مشغول درست کردن سالاد الویه برای شام است. من را که دید گفت فلانی بیا اینجا مراسم عزاداریست.

می گفت: امروز آمده بودم خانه خواهرم مهمانی، خواهرم گفت که در انتهای این کوچه مدرسه ایست که امشب مراسم عزاداری دارد. حالا که می پرسم می گویند گویا مدیر این مدرسه بوده است این خانم.

...

 

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
ف.ن

خدا بیامرزدشون