روز مادر

دیروز روز مادر بود و خنده ی صبحگاهی پسرک برایم بهترین هدیه از جانب خدا ...

وای که چقدر حس مادربودن شیرین است.

هیچ سالی از اینکه "زن" بودم در این روز احساس افتخار نکرده بودم. تصورم از تبریک های دیگران در این روز چیزی شبیه اجبار بود. اما امسال سراسر شوق بودم و افتخار! حالا می فهمم که هیچ چیز نمی تواند  به اندازه ی یک لبخند، یک مهربانی ساده و یک تبریک بی تکلف  در این روز دوست داشتنی و دلنشین باشد.

 

پ.ن 1: کسانی که نمی خواهند صاحب فرزند شوند در حق خودشان ظلم می کنند.

پ.ن2: پسرک من حدود دو ساعت و نیم است که خوابیده و تکان نمی خورد! دارم فکر می کنم اگر من می خواستم این زمان را همراه با او بخوابم هر نیم ساعت یکبار می خواست بیدار شود و گریه کند و بغل بخواهد!

 

/ 1 نظر / 7 بازدید